روش و منش آیة الله صافی اصفهانی (قدس سره)
به چند ویژگی به طور اجمال اشاره می شود، ویژگیهایی که از حضرتشان مشهود بود،عاملان عارف و رهروان صادق و تشـنگان حـقیقت را مشعـلی فروزنـده و دفتری آموزنده است.
دائم الذکر بود: همیشه به یاد محبوب و مجذوب حضرت حق بود. همیشه در حال ذکربود، با ذکر خدا به خواب میرفت و با ذکر بیدار می شد و پس از بیداری بلافاصله به سجده می رفت و ذکر « الحمدلله الذی احیانی بعد ما اماتنی...» را زمزمه می نمود و تا از گفتن اذکار و اوراد فارغ نمی شد با کسی سخن نمیگفت، یاد محبوب در وجودش ملکه گردیده بود «الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً اوعلی جلوبهم....»
تهجد «شب زنده داری»: او سحر خیز بود و پیوسته پیش از اذان صبح، چون مولایش امیرالمؤمنین(ع) بیدار بود و به نماز و مناجات مشغول می شد و گاهی در دل شب ناله های جانسوز و اشکهای ریزان داشت.
مداومت بر نوافل: نمازهای مستحبی را به جا میآورد نسبت به نوافل و مداومت برآن بسیار مقید بود و به دیگران نیز تأکید و سفارش می کرد.
اعتکاف: اعتکاف که بریدن موقت از امور زندگی و اشتغال به ذکر خدا و انس با حضرت احدیت است در نزد ایشان محبوب و مهم بود و پایه گذار اعتکاف حداقل در اصفهان محسوب می شد. در سال حداقل سه روز دهۀ سوم ماه مبارک رمضان در مسجد جامع اصفهان معتکف می شد و گاهی خود به تنهایی این سنت را برگزار می کرد.
توسل به اهل بیت علیهم السلام: نسبت به زیارات به خصوص زیارت حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) در ماه رجب عنایت خاص داشت که معظم له تقریبأ پایه گذار آن در اصفهان بود « این گونه که اکنون فرا گیر است قبلاً نبود» همچنان پایه گذار خواندن دعای توسل به طور دسته جمعی با آه و سوز که بعداً در سراسر کشور رایج شد که از بیت شریف ایشان شروع شد.
به خواندن زیارت عاشورا و مداومت بر آن بسیار تأ کید داشتند و می فرمودند آنچه دارم از فیض زیارت عاشورا است که ابتدای تحصیل به برکت آن موانع مرتفع شده و درهای فیض الهی گشوده گشت خلاصه همیشه دست در دامن آل الله داشت و محور و اساس زندگیش با محبت و علاقه فراوان به اهل بیت (علیهم السلام) بود که وجودش عجین و عظمت شخصیتش رهین آن گشته بود، لذا نام معصومین (علیهم السلام) را با متانت خاص و با کمال ادب و عظمت می برد و حتماً بعد از نام آنان که اشک شوق در چشمانش حلقه میزد کلمۀ علیه السلام و مانند آنرا ذکر می نمود و مقید به آن بود.
بنده و عبد خدا بود: می فرمود از عبد بندگی خواسته شده و ما بنده ایم پس باید خدا را بندگی کنیم، او فقط رضای حق را می طلبید که محور زندگیش همین اصل اساسی بود و یکسره از غیر او رخت بربسته در طلب رضای خدا بود. معظم له بحق یک روحانی واقعی به تمام معنی الکلمه بود و مایۀ افتخار و زینت برای جهان اسلام و روحانیت شیعه بود و کمالات لازم این کسوت شریف و مقدس را دارا بود، آری کمتر کسی می تواند اهل علم بیدار و آگاه را به خود جلب کند و در عین حال لیاقت و صداقت و کمال لازم و صفای روح را داشته باشد.
او تنها بخدا وابسته و از غیر او منقطع گشته از همۀ وابستگیها بکلی بریده و جدا شده بود، او هرگز در هوای ریاست، مقام، زعامت و زخارف دنیا دل نبسته بود و لذا وجود ملکوتی او مورد توجه خواص و احترام عموم مردم بود. که هزار نکته باریکتر از مو اینجاست. |